فرهنگ تشریحی اصطلاحات جغرافیا
منبع تصویر: www.kaheel7.com
ارتفاع ( Altitude ) :
ارتفاع ، بلندی یک ناحیه است که از سطح تراز دریا اندازه گرفته می شود.
دایره قطبی ( Antarctic ) :
دایره قطبی ، تصویر دایره ای از قطب جنوب در عرض 30 66 جنوبی است .
آنالما ( Analemma ) :
آنالما یک تصویر به شکل 8 است که انحراف خورشید ( زاویه ای که خورشید با استوا می سازد ) را برای هر روز سال نشان میدهد . اگر یک عکس فوری را در هر روز در یک زمان معین ( از همان مکان ) از خورشید بگیرید . در طی یکسال خورشید یک شکل آنالما را درست خواهد کرد . دلیل آن این است که زمین از محور خود انحراف داشته و مدار آن به دور خورشید یک دایره کامل نیست .
آنتی پود ( Antipodes ) :
آنتی پودها یک جفت نقطه هستند که در دو سوی مخالف یک سیاره قرار گرفته اند ( مثل قطب شمال و جنوب ) .
مجمع الجزایر ( Archipelago ) :
مجمع الجزایر مجموعه ای یا زنجیری از جزیره هستند که با همدیگر در دریا یا اقیانوس قرار دارند .
دایره قطبی شمال ( Arctic circle ) :
دایره قطبی شمال یک دایره فرضی در عرض 30 66 شمال در اطراف قطب شمال است .
آتول ( Atoll ) :
آتول یک حلقه ( یا بخشی از حلقه ) از مرجانهاست که تشکیل جزایری را در دریا یا اقیانوس می دهند .
آزیموت ( Azimuth ) :
آزیموت زاویه ای است که یک خط در جهت ساعتگرد با نصف النهار ( یک خط طولی ) می سازد .
نقشه باثیمتر ( Bathymetric ) :
یک نقشه باسیمتر ، نقشه ای از حجمی از آب بدون کنتورهای عمق ( که ایزوباس نامیده می شوند ) است .
تنگه ( bay ) :
تنگه ، آبی است که از چند جهت توسط خشکی احاطه شده است ( و معمولاً کوچکتر از خلیج است ) .
بات ( Butte ) :
یک بات سنگ های مسطح روی همدیگر هستند که به شکل تپه ای با شیب های تند هستند .
کانال ( Canal ) :
یک آبراه ساخته دست بشر است که برای حمل و نقل یا آبیاری حفر می شود .
کانیون ( Canyon ) :
کانیون ، دره عمیقی با دیواره های با شیب تند است که اغلب توسط رودخانه در زمین حفر می شود .
دماغه ( Cape ) :
یک نقطه از خشکی است که به داخل دریا ، اقیانوس ، دریاچه یا رودخانه پیش رفته است .
نقشه کش ( Cartographer ) :
کسی است که نقشه می کشد .
کارتوگرافی ( Cartography ) :
مطالعه و رسم نقشه را کارتوگرافی می گویند .
غار ( Cave ) :
غار یک گودال بزرگ در زمین و یا در تپه یا کوه است .
نصف النهار مرکزی ( Central Meridian ) :
نصف النهار مرکزی ، نصف النهاری است که از مرکز تصویر می گذرد ، که اغلب بصورت یک خط مستقیم است که محور تقارن تصویر است .
تونل ( Channel ) :
یک راه آب باریک است که دو حجم آب را به هم متصل می کند ( مثل تونل انگلستان همچنین تونل بخشی از رودخانه یا لنگرگاه است که عمق آن برای کشتیرانی کافی است .
صخره ( Cliff ) :
صخره سطح با شیب تند سنگ و خاک است .
قطب نما ( Compass ) :
یک قطب نما دستگاهی است که همیشه شمال را نشان می دهد و برای جهت یابی استفاده می شود .
رز کمپاس ( Compass Rose ) :
رز کمپاس برای نشان دادن جهت روی نقشه است و شمال ، جنوب ، غرب ، شرق و بعضی جهت های بینا بین آنها را روی نقشه نشان می دهد .
تصویرسازی مخروطی ( Conic Projection ) :
تصویر مخروطی یک نوع نقشه به این صورت است که یک مخروط به دور کره ای پیچیده شده و جزئیات روی کره بر روی سطح مخروط تصویر می شود . سپس مخروط را بصورت یک سطح صاف باز می کنند .
قاره ( Condtinent ) :
خشکی های روی زمین به قاره ها تقسیم می شوند . هفت قاره امروزه شامل: آفریقا ، قطب جنوب ، آسیا ، استرالیا ، اروپا ، آمریکای شمالی و آمریکای جنوبی .
کنتور ( Contour ) :
کنتور خطی روی نقشه توپوگرافی است که نقاط هم ارتفاع را به هم متصل می کند .
خلیج ( Cove ) :
یک خلیج کوچک نعلی شکل از آب در ساحل است ، این آب توسط خشکی هایی که از سنگ های سست تشکیل شده اند احاطه شده است .
تصویرسازی استوانه ای ( Cylindrical Project ) :
یک تصویر استوانه ای نوعی نقشه است که از پیچیده شدن استوانه ای به دور کره و تصویر کردن جزئیات کره بر روی سطح استوانه درست می شود . سپس استوانه را به صورت سطح صاف باز کرده و بصورت نقشه مستطیل در می آید . نقشه های مستطیل بیشترین انحراف را در نواحی قطبی دارند .
( علت آن است که در اندازه ناحیه قطبی در روی نقشه اغراق زیادی شده است )
درجه ( Degree ) :
درجه واحد اندازه گیری است که بصورت 0 نوشته می شود . یک دایره 360 درجه است .
هر درجه 60 دقیقه است که با سمبل / نشان داده می شود . برای مثال ده و نیم درجه بصورت /30 0 10 نوشته می شود .
دلتا ( delta ) :
دلتا یک زمین پست و مرطوب است که در دهانه رود تشکیل می شود . و از سیلت ، ماسه و سنگ های کوچک که توسط رودخانه به پائین دست رودخانه آورده شده تشکیل می شود . دلتا اغلب اوقات ( نه همیشه ) بصورت یک مثلث است ( به همین دلیل دلتا نامیده می شود . دلتا یک حرف یونانی به شکل مثلث است )
بیابان ( Desert ) :
یک سرزمین خیلی خشک را بیابان می نامند .
دون ( Dune ) :
یک تپه یا برآمدگی است که از ماسه ساخته شده ،دونها به وسیله باد ایجاد می شوند و همیشه در حال تغییر هستند .
نیمکره شرقی ( Eastern Hemisphere ) : نیمکره شرقی شامل : افریقا ، آسیا ، استرالیا و اروپا است .
خط استوا ( Equator ) :
خط استوا دایره فرضی به دور زمین در فاصله بین دو قطب شمال و جنوب است .
مصب ( Estuary ) :
مصب محلی است که رودخانه به دریا یا اقیانوس می رسد .
فیورد ( Fjord ) :
فیورد باریکه طویلی از دریا است که دیواره های آن صخره های با شیب تند هستند .
نقشه جنگل (Forestry map ) :
نقشه جنگل ، نقشه ای است که دانسیته ، نوع ، اندازه و ارزش درختان در نواحی آن مشخص شده است .
جغرافی ( Geography ) :
جغرافی مطالعه سطح زمین است .
نقشه زمین شناسی ( Geologic map ) : یک نقشه زمین شناسی نقشه ای است که ساختار و ترکیب اشکال زمین مثل وجود کانی ها و انواع سنگ ها ، گسل های زلزله ، آب های زیر زمینی و نواحی زمین لغزش در آن نشان داده شده است .
ژئومورفولوژی ( Geomorphology ) :
مبحثی در علوم است که درباره چگونگی تشکیل شکل سطح زمین ( و دیگر سیارات ) بحث می کند .
ژیزر (geyser ) :
ژیزر یک چشمه آب گرم طبیعی است که گاهی آب و بخار از آن به روی زمین فوران می کند .
سیستم مختصات جغرافیایی ( Geographical Coordinade System ) : یک سیستم مختصات جغرافیایی سیستمی است که از طول و عرض جغرافیایی برای نشان دادن نقاط روی سطح کروی استفاده می کند .
گلایزر ( Glacier ) :
گلایزر حرکت آهسته رودخانه یخ است .
جی پی اس ( GPS ) :
جی پی اس مختصر عبارت سیستم مکان یابی کروی است . دستگاه جی پی اس طول و عرض جغرافیایی دقیق را به شما می گوید (اطلاعات را از ماهواره ها دریافت می کند)
خلیج ( gulf ) :
بخشی از اقیانوس ( یا دریا ) است که قسمتی از آن توسط خشکی احاطه شده و بزرگتر از تنگه ( bay ) است .
تپه ( hill ) :
تپه یک ناحیه برآمده است .
پوسته یخی ( ice shelf ) :
پوسته یخی یک تیغه ضخیم از یخ شناور نزدیک سطح زمین است .
خط تاریخ بین المللی ( International Date Line ) :
خط تاریخ بین المللی
( IDL ) یک خط فرضی جنوب – شمال ( در نصف النهار هجدهم ) در اقیانوس آرام است که در آن تاریخ عوض می شود در شرق IDL تقویم یک روز جلوتر از غرب آن است . IDL واقعی یک خط مستقیم نیست و اطراف نواحی پر جمعیت بصورت زیگزاگ در می آید .
جزیره ( island ) :
جزیره بخشی از خشکی است که توسط آب احاطه شده است .
تنگه ( isthmus ) :
تنگه نوار باریکی از خشکی است که دو خشکی بزرگ را به هم متصل می کند و دو طرف آن آب است .
کلید ( key ) :
کلیه نقشه ( یا راهنما ) یک جدول کوچک در نقشه است که سمبل های استفاده شده در نقشه را معرفی می کند .
لاگون ( Lagoon ) :
لاگون ، آب کم عمق است که در طول ساحل با باریکه ای از خشکی یا تپه زیر آبی از اقیانوس جدا می شود .
لندمارک ( land mark ) :
لند مارک هر اثر تاریخی یا طبیعی ( مثل دریاچه یا کوه ) که برای تعیین محل و موقعیت یابی به کار می رود .
عرض جغرافیایی ( Latitude ) :
عرض جغرافیایی فاصله زاویه ای شمالی یا جنوبی یک مکان مشخص از خط استوا است . عرض جغرافیایی استوا صفر درجه است عرض جغرافیایی قطب شمال نود درجه شمالی و عرض جغرافیایی قطب جنوب ، نود درجه جنوبی است .
راهنما ( Legend ) :
راهنمای یک نقشه ( که کلید نیز نامیده می شود ) یک جدول کوچک است که سمبل های استفاده شده در نقشه را توضیح می دهد .
طول جغرافیایی ( Longidtude ) :
طول جغرافیایی فاصله زاویه ای شرقی یا غربی یک مکان مشخص از خط شمال – جنوبی است که از گرینویچ انگلستان می گذرد . در گرینویچ انگلستان ، طول جغرافیایی صفر درجه است . و هر چه که از گرینویچ به شرق یا غرب دورتر بروید طول جغرافیایی زیاد می شود . جزایر میدوی ( Midway ) در اقیانوس آرام طول جغرافیایی 180 درجه ( درست نقطه مخالف گرینویچ در روی کره ) دارند .
نقشه ( map ) :
نمایش ترسیمی یک محل است . انواع مختلف نقشه برای استفاده های مختلف وجود دارد . در واقع نقشه نمایش دو بعدی از یک دنیای سه بعدی است . نقشه های مختلف دقتهای متفاوتی در ترسیم ناحیه برای اشکال پدیده ها ، فواصل و جهات جغرافیایی دارند . نقشه هایی که به دقت یک ناحیه را نشان می دهند نقشه های معادل نامیده می شوند .( یک مثال نقشه مخروطی معادل آلبرس است ) . نقشه هایی که شکل موضوعات را کاملاً منعکس می کنند نقشه تطبیقی نامیده می شوند . نقشه هایی که فاصله بین نواحی را به درستی نشان می دهند نقشه های ( equi-distant ) هم فاصله نامیده می شوند ( توجه داشته باشید که فاصله بین دو نقطه در روی نقشه خط مستقیم نبوده و یک منحنی است ) نقشه های جهت یابی نیازمند قطب نمای صحیح هستند که بر روی نقشه ( شبیه نقشه mercator ) رسم شده باشد .
تصویرسازی نقشه ( map projections ) :
راههای زیادی برای ترسیم نقشه ها وجود دارد . نقشه یک رسم دو بعدی از سطح منحنی ( یک کره ) است . یک نقشه از همه نظر نمی تواند درست باشد . روش ترسیم نقشه را تصویرسازی می نامند زیرا کارتوگراف ها سطح سه بعدی را به یک نقشه دو بعدی تبدیل می کنند . انواع مختلف تصویرسازی استفاده های مختلفی وجود دارد. بعضی تصویرسازی ها جهات را مدنظر دارند . اما ناحیه ها را بد نشان می دهند . ( شبیه تصویرسازی رابینسون ) .
مقیاس نقشه ( map scale ) :
مقیاس نقشه نسبت بین فاصله بین دو نقطه روی نقشه در مقایسه با فاصله واقعی بین همان دو نقطه در روی زمین است .
مرداب ( marsh ) :
یک نوع آب شیرین یا شور یا آب شور مزه مناطق مرطوب است که در طول رودخانه ، تالاب ، دریاچه ها یا سواحل پیدا می شوند . و گیاهان مرداب به سمت بیرون آب رشد می کنند .
تصویرسازی مرکاتور ( Mercator Projection ) :
تصویر مرکاتور نوعی نقشه چهارگوش ( یک تصویرسازی استوانه ای ) است که جهات را به درستی نشان داده ( خطوط طول و عرض جغرافیایی بصورت خط مستقیم هستند ) اما ناحیه ها به درستی تصویر نشده اند ( برای مثال قطب ها بزرگتر از اندازه واقعی هستند ) تصویرسازی مرکاتور برای جهت یابی مناسبند . گرادوس مرکاتور برای اولین بار تصویرسازی استوانه ای را برای جهت یابی در سال 1569 به کار برد .
نصف النهار ( meridian ) :
یک نصف النهار یک کمان دایره ای ( یک دایره بزرگ ) از طول جغرافیایی است که به قطب های شمال و جنوب متصل بوده و تمام نقاطی را که همان طول جغرافیایی را دارند به هم متصل می کند . اولین نصف النهار ( طول جغرافیایی صفر ) از گرینویچ انگلستان می گذرد .
مزا ( mesa ) :
مزا یکی از اشکال سطح زمین است که بصورت یک برآمدگی با دیواره های با شیب های تند در یک زمین مسطح است و معمولاً در مناطق خشک بوجود می آید .
تصویرسازی مالوید ( Mollweide Projection ) :
تصویرسازی مالوید نوعی از نقشه تصویر شده سینوسی است که در آن تمام سطح کره زمین در یک بیضی نشان داده شده است . خطوط عرض جغرافیایی موازی استوا بوده اما طول جغرافیایی بصورت منحنی هستند در نتیجه یک روش برای حداقل کردن خطا است بیشترین خطا در لبه های بیضی است . این نوع تصویرسازی در سال 1805 توسط کارل مالوید ابداع شد .
کوه ( Mountain ) :
کوه یک مکان بسیار مرتفع – مرتفع تر از تپه – بر روی زمین است . بلندترین کوه در روی زمین کوه اورست است .
نیمکره شمالی ( Northern Hemisphere ) :
نیمکره شمالی ، نیمه ای از کره زمین است که در شمال خط استوا قرار دارد .
قطب شمال مغناطیسی ( North Magnetic Pole ) :
قطب شمال مغناطیسی نقطه ای در نیمکره شمالی زمین است که عقربه کمپاس همیشه آن را نشان می دهد . در قطب شمال مغناطیسی عقربه کمپاس عمودی می ایستد . در حال حاضر این نقطه در شمال کانادا است ( مکان قطب شمال مغناطیسی همیشه در حال تغییر است ) .
قطب شمال ( North Pole ) :
قطب شمال نقطه ای در نیمکره شمالی است که دورترین نقطه است و از استوا نود درجه فاصله دارد .
واحه ( Oasis ) :
مکانی در بیابان است که آب دارد و حاصلخیز است .
اقیانوس ( Ocean ) :
اقیانوس حجم بزرگی از آب شور است که قاره ها را احاطه کرده است ، اقیانوسها بیشتر از دو سوم سطح کره زمین را می پوشانند .
تصویرسازی ارتوگرافی ( Orthographic Projection ) :
تصویر ارتوگرافی نوعی نقشه است که اصولاً ( یکطرف )یک کره را ترسیم می کند . در این نقشه نواحی بیشترین خطا را داشته اما یک کره را به خوبی نشان می دهد .
تصویرسازی ارتوفانیک ( Orthophanic Projection ) :
تصویرسازی ارتوفانیک ( به معنی عملکرد صحیح ) همان تصویرسازی رابینسون است و نوعی از نقشه های با کاربرد وسیع است که زمین را روی یک بیضوی مسطح نشان می دهند در این تصویرسازی کاذب استوانه ای ، خطوط عرض جغرافیایی موازی با استوا بوده اما طول جغرافیایی به صورت کمانهای بیضوی هستند . در تصویرسازی رابینسون ، نواحی به دقت نشان داده شده اند . اما فواصل و جهات جغرافیایی دارای خطا هستند ( برای مثال خطوط قطب نما به صورت منحنی میباشند ) این نوع از تصویرسازی برای اولین بار در سال 1963 توسط آرتور رابینسون اختراع شد .
مدار ( Parallel ) :
مدار ( عرض جغرافیایی ) خطی از نقشه است که تصویری از یک دایره شرقی – غربی است که روی کره زمین روی یک صفحه موازی با سطح در برگیرنده استوا رسم می شود.
شبه جزیره ( Peninsula ) :
قسمتی ازخشکی است که از سه طرف توسط آب احاطه شده است .
نقشه فیزیکی ( Physical map ) :
نقشه فیزیکی ، نقشه ای است که اشکال فیزیکی طبیعی یک ناحیه مثل کوهها ، دریاچه ها و رودخانه ها را نشان می دهد .
دشت ( Plain ) :
سرزمین مسطحی است که تغییرات ارتفاعی آن کم است .
تصویرسازی مسطح ( Planar Projection ) :
تصویرسازی مسطح یک نوع نقشه است که جزئیات کره در یک صفحه ( یک سطح مسطح ) تصویر شده و یک نقشه چهارگوش را ایجاد می کند نقشه های استوانه ای به سمت لبه ها بیشترین خطا را دارند
نقشه پلانیمتری ( Planimetric Map ) :
نقشه ای است که فقط وضعیت افقی اشکال ( و نه وضعیت عمودی ) آنها را نشان می دهد مثل ارتفاع در نقشه های توپوگرافی .
فلات ( Plateau ) :
یک ناحیه مرتفع و مسطح زمین است که از زمینهای پیرامون خود مرتفع تر است .
نقشه سیاسی ( Political Map ) : ن
قشه ای است که اشکال فرهنگی مثل مرزهای سیاسی کشورها ایالت ها ، استانها و شهرستانها را نشان می دهد .
حوضچه ( Pond ) :
حجم کوچکی از آب است که با خشکی محاصره شده و از دریاچه کوچکتر است .
چمن زار ( Prairie ) :
زمین مسطح و نسبتاً وسیعی است که با علف پوشیده شده و فقط تعداد کمی درخت دارد .
نصف النهار مبدأ ( Prime
Meridian ) :
نصف النهار مبدا ( طول جغرافیایی صفر درجه ) نصف النهاری است که از گرینویچ انگلستان می گذرد .
تصویرسازی ( Projection ) :
نمایش یک چیز به صورت چیز دیگری است . مثلاً سطح سه بعدی منحنی مثل سطح زمین به صورت نقشه دو بعدی مسطح نمایش داده می شود . سه نوع اصلی تصویرسازی عبارتند از : استوانه ای ، مخروطی و مسطح .
چهارگوش ( quadrangle ) :
یک چهارگوش ناحیه ای چهار پهلو است که توسط دو سری خطوط ( موازی ) عرض جغرافیایی و دو سری خطوط طول جغرافیایی ( نصف النهار ) در یک نقشه احاطه شده است .
سلسله ( range ) :
یک سلسله زنجیره ای از کوهها ویا ارتفاعات بلند است .
ریف ( reef ) :
رشد زیر آبی مرجانها در نزدیکی سطح آب ردیف را بوجود می آورد .
نقشه برجسته ( relief map ) :
نقشه برجسته یک نقشه توپوگرافی است که در آن رنگهای مختلف و سایه ها برای نشان دادن ارتفاعات مختلف به کار می رود .
مخزن ( Reserrior ) :
مخزن ، دریاچه ساخته دست بشر است که برای ذخیره آب به کار می رود .
رودخانه ( river ) :
حجم بزرگی از آب جاری است که معمولاً به دریا یا اقیانوس می ریزد .
نقشه راه ( road
map ) :
نقشه راه ، بزرگراههای اصلی و فرعی ، شهرهای بزرگ و کوچک را نشان می دهد این نوع نقشه توسط مسافران جاده به کار می رود و اغلب اوقات اطلاعات مفید دیگری مثل محل پارک و یا کمپ ها را به مسافران نشان می دهد .
تصویرسازی رابینسون ( Robinson Projection ) :
تصویرسازی رابینسون نوع پرکاربردی از نقشه است که در آن زمین داخل یک بیضی با سطوح مسطح فوقانی و تحتانی نشان داده می شود در واقع در داخل یک استوانه کاذب ، در این تصویرسازی خطوط عرض جغرافیایی موازی استوا بوده اما همین خطوط به صورت کمانهای بیضوی هستند . در تصویرسازی رابینسون نواحی به درستی نمایش داده می شوند اما فواصل و جهات دارای خطا هستند . ( برای مثال خطوط قطب نما به صورت منحنی هستند ) این نوع تصویرسازی اولین بار در سال 1963 توسط رابینسون ابداع شد که به آن تصویرسازی ارتوفانیک ( به معنی نمایش صحیح ) نیز می گویند .
مقیاس ( scale ) :
مقیاس نسبت فاصله دو نقطه روی نقشه به فاصله همان دو نقطه روی زمین است .
دریا ( sea ) :
حجم بزرگی از آب شور است که معمولاً به اقیانوس متصل است . دریا ممکن است از یکطرف و یا از همه جهات توسط خشکی احاطه شود .
سطح تراز دریا ( Sea Level ) :
سطح تراز ، ارتفاع دریا یا اقیانوس است .
تصویرسازی سینوسئیدال ( Sinusoidal Projection ) :
یک نوع از تصویرسازی نقشه است که در آن خطوط عرض جغرافیایی موازی استوا بوده و خطوط طول جغرافیایی بصورت منحنی هایی در اطراف نصف النهار مبدأ هستند .
تنگه یا بغاز ( sound ) :
بخشی از دریا یا اقیانوس است که موازی خط ساحلی است و اغلب اوقات توسط جزایر نزدیک به هم از خط ساحلی جدا می شود .
منشأ ( Source ) :
نقطه آغازین رود را منشأ رود می نامند .
نیمکره جنوبی ( Southern Hemisphere ) :
نیمه ای از کره زمین که در جنوب خط استوا است .
قطب جنوب مغناطیسی ( South Magnetic Pole ) :
قطب جنوب مغناطیسی نقطه ای در نیمکره جنوبی زمین است که عقربه قطب نما آن را نشان می دهد در این نقطه عقربه بصورت عمودی می ایستد . در حال حاضر این نقطه در ساحل قاره قطب جنوب است ( و محل آن دائم در حال تغییر است ) .
قطب جنوب ( south pole ) :
نقطه ای در نیمکره جنوبی زمین است که جنوبی ترین نقطه است و فاصله آن از استوا 90 درجه جنوبی است .
باریکه ( Strait ) :
حجم باریکی از آب است که دو حجم بزرگ آب را به یکدیگر وصل می کند .
باتلاق ( Swamp ) :
یک نوع زمین مرطوب با آب شیرین است که زمین گلی و اسفنجی با آب فراوان دارد و درخت و بوته زیادی در آن می روید .
نقشه توپوگرافی ( Topographic map ) :
نقشه ای است که در آن ارتفاع نقاط نشان داده شده است .
شاخه فرعی ( Tributary ) :
نهر یا رودخانه ای است که به داخل رودخانه بزرگتر می ریزد .
رأس سرطان ( Tropic of cancer ) : خط فرضی از عرض جغرافیایی در 23 درجه و سی دقیقه شمال است .
رأس الجدی ( Tropic of Capricorn ) :
خطی فرضی در عرض 23 درجه و سی دقیقه جنوبی است .
مدارات ( Tropics ) :
ناحیه استوایی گرم بین رأس سرطان و رأس جدی است .
تندرا ( Tundra ) :
ناحیه بی درخت سرد ، با سردترین شرایط
آبشار ( Water fall ) :
زمانی که رودخانه با بیشترین شیب جاری می شود آبشار درست می شود .
نقشه هواشناسی ( Weather map ) :
نقشه ای است که شرایط آب و هوایی را در یک دوره زمانی نشان می دهد این نقشه ها ، طوفانها ، جبهه ها ، دما ، باران ، برف ، تگرگ ، مه ، … را نشان می دهد .
دره ( Valley ) :
منطقه پست بین دو کوه است .
آتشفشان ( Volcano ) :
یک شکاف کوه مانند در پوسته زمین است . وقتی آتشفشان فوران می کند ، لاوا ، خاکستر و گازهای داغ از اعماق زمین بیرون می ریزد .
نیمکره غربی ( Western Hemisphere ) :
نام دیگری برای آمریکا ( یا ینگه دنیا ) است .
سرزمین مرطوب ( Wetland ) :
ناحیه ای از زمین است که اغلب مرطوب است و خاک آن اغلب اکسیژن کمی دارد . و گیاهان آن به زندگی در خاک مرطوب خو گرفته اند
منبع :
http://www.ngdir.ir/sitelinks/kids/html/zamin-farhang2.htm